پارت صد و چهل و دوم :

شهاب و مهتاب چه ارتباط می توانستند داشته باشند؟
بغض بی اجازه در گلویم نشست... من که شمال نبودم و شهاب هم درمان را به اتمام رسانده بود و مهتاب هم در کل او را نمی شناخت. دوست کسری بود؟ اگر بود که مهتاب حتما می گفت... هر فکری که به ذهنم می آمد، عقلم خط قرمزی روی آن می کشید.
می ترسیدم از چیز هایی که قرار است بدانم و دلم گواه بد می داد. دوباره صدای شهاب آمد.
- چی شده باز تو این طوری می کنی؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ...

    2

    پدرام رو فراموش میکنه و مزدوج میشه حالا باکی نویسنده داند😋

    ۶ سال پیش
  • جوینده تاریخ

    1

    منم تاحدودی بانظرهستی خانم گل موافقم ولی نمی بایست این موضوع رو پنهان کنن بایدمیزاشتن بااین موضوع کناربیادوخودواقعیش رو ک پریزاده روپیدا کنه ، شماهم فکرکنیدواقعاروح پریزادگناه نداره دربدن خودش نیست؟🧐

    ۶ سال پیش
  • دهه هشتادی

    2

    این پارت خیلی خفن لو تا فردا سکته رو رد میکنم از دیشب ۵ بار خوندم 😫😫بیچاره پری

    ۶ سال پیش
  • سارا

    7

    واییی آمنه جون مرسی واقعا عالیه همش فکر میکردم لحظه فهمیدن انوشا چجوریه عالیییییییی بود😋😍

    ۶ سال پیش
  • رومینا

    5

    کثافط های آشغال بلاخره دستشون رو شد حقشون بود هر چی شد حقشون بود ولی پدرام عاشق واقعی نبود وگرنه صبر میکرد هر چی میشد بازم صبر میکرد

    ۶ سال پیش
  • هستی

    6

    دوستان اگر بخواهیم از دید شهاب نگاه کنیم واقعا حق با شهابه اینکه پدرام زنده است و زن و بچه دار و از طرفی پری بهش وابسته است باید این وابستگی تموم بشه

    ۶ سال پیش
  • هستی

    3

    در صورتی که پری نمیخواد این خودش قبول کنه اون هنوز منتظر پدرام که با شاخه گل بیاد سراغش و قرار های عاشقانه رقم بزنه براش ولی پدرام حالا زن و بچه داره و این اصلا خوب نیست حکم خیانت به زن شوهر داره

    ۶ سال پیش
  • مریم

    6

    نه پری میدونه پدرام الآن یه جوارایی سن پدرشه دروغ شنیدن اونم از طرف قابل اعتماد ترین فرد خیلی سخته واقعا وابستگی هم داره معلومه چون عاشقش بود ولی کسی که عاشقه به خواطر خوشی پارتنرش حاضره هر کاری کنه😔

    ۶ سال پیش
  • جوینده تاریخ

    5

    این قسمت معرکه بود 🤩🤩🤩منتظر پارات بعدی هستم

    ۶ سال پیش
  • ﷼###﷼﷼??

    9

    الان فقط با این اروم میشم که پریزاد همشون و بزنه😏😏😏🔥

    ۶ سال پیش
  • گیسو

    8

    من بودم پا میشدم میرفتم شمال یه دست کتک میزدمشون بعد میومدم زندگی میکردم شهابم برای من شده کنه ول نمیکنه ..

    ۶ سال پیش
  • یگانه

    8

    اونی که پریزاد تو دستشویی پارک دیده مریم یعنی دختر پدرام بوده و مریم به پدرام گفته که تو دستشویی پریزاد رو دیده و حالا اومده پیش شهاب و مهتاب و میگه که باید به پریزاد حقیقت اینکه من زنده ام رو بگین

    ۶ سال پیش
  • sky

    8

    بالاخرہ بعد مدت ھا این پارت ھیجانی بود👍

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    6

    بالاخره یکم هیجان مرسی خانم آبدار😘🤯عالی

    ۶ سال پیش
  • آدونیس

    7

    کرک و پرم ریخت ناموسا 😀🍁🍁🍂🍂

    ۶ سال پیش
  • دنیز

    8

    واقعا عالی بود 👌👌👌واقعا دست آمنه جون درد نکنه قلمش عالیه و اینکه دلم خیلی واسه پریزاد سوخت بیچاره خیلی گناه داره😔🥺😔

    ۶ سال پیش
  • Hesel

    9

    اولین نظر😃😄 آمنه همونطور که گفتی واقعا سکته کردم با خوندن این پارت😅 الان تا پارت بعدی چطور دووم بیارم😫😂

    ۶ سال پیش
  • nafas

    11

    دلم برا پریزاد میسوزه بیچاره چقدر سختی میکشه 🙁

    ۶ سال پیش
کپی شد!