پارت هفتم :

بی‌تعلل کلمات مردد عباس را بریدم.

- نی عباس! روا نیه که پسر سردار بِشینه و کارگر بیه و دست به مصالح بَبره، مَردم علیل بمانند (نه عباس! روا نیست که پسر سردار بنشینه و کارگر بیاد و دست به مصالح بزنه. مردم مریضن.)

چیزی در نگاه عباس لرزید. ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!