پارت شصت و هشتم :

نگاهش را به پرتو که کنارش نشسته بود داد، می‌خواست از چشم های این دختر چه چیز را بخواند که آن‌قدر خیره نگاهش می‌کرد؟ می‌خواست هدفش را بداند؟ یا قصدش را پیدا کند؟ پرتو پلک زد، سعی نکرد نگاهش را از سنگینی حواس و نگاه آوید بدزدد. غمگین خطاب به مرد جدید زندگی‌اش گفت:
- این کاریه که باهم شروع کردیم. چه خوب یا بد پای منم گیره، پولی که قراره برای درمان مامانم بدی باید جبران بشه. پس...
از رÙ

این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    0

    پارت زیبایی بود ممنون نویسندگان عزیز💜💜💜

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربونت

    ۱۰ ماه پیش
  • رازیل

    2

    ممنون از رمان زیباتون عااااااااالیه

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربونت

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    عالی بود عزیزم پارت هدیه بزارین لطفا هفته ای یه پارت خیلی کمه من تقریبا هر روز چک میکنم ببینم که پارت جدید گذاشتین یا نه بازم ممنون از عزیزان نویسنده😉❤️❤️❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    عزیزم رمان رو بخرید تا راحت تر بتونید بخونید.

    ۱۰ ماه پیش
  • اسرا

    0

    آویدتوذوقش نزنه بخاطرلباس یاآرایش🙏

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شعور نداره که

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اخییی چقدرر پارتت خوشگلیی بودد

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😊😊

    ۱ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اوید بچه،فهمیده ست حالا بعضی جاها چیزی میگه ولی خب

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره فهمیده اس فقط گاهی شیطون می‌ره تو جلدش

    ۱ سال پیش
  • Saba

    0

    عالی ممنون از نویسندگان عزیز برای وقتی که میزارن و برامون چنین پارتهای زیبایی میزارن خسته نباشید ❤️

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزممم

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    ممنون چشم انتظار پارتهای زیبای نویسنده های خوب ومهربان بودم واقعا اگه بپرسن چقدر آرایش بلدم من میگم سرمه وریمل و رژ لب فقط بلدم استفاده کنم

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    شاید باورت نشه ولی منم در همین حد بلدم، خط چشم که اصلاااا

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    اوووه چه باادب وباملاحظه شده امروز آوید ؟😯😯😯👏👏👏

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    چشمش نکنیم حالا باز خراب شه😂😂

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️