پارت شصت و هفتم :
معصوم منظور پرتو را متوجه شد. خیلی خوب فهمید چه میخواهد بگوید. شیمی درمانی درد داشت، نه هر دردی، نه مثلا سردرد یا مثلا درد پریود، اصلا قابل مقایسه نیستند، دردش شاید مثل ذره ذره خورده شدن سلول های بدنت به دست هزارپا باشد. دندانهایش را به وضوح احساس میکنی که دارد نیشت میزند، میبینی داری خورده میشوی اما کاری از دست هیچکس بر نمیآید. باید تحمل کرد و این واقعا زجرآور است.
معصوÙ
این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
خواهش
۱۰ ماه پیشفاطمه ❤️
0واقعاً خیلی خیلی عالی ممنونم💜💜💜💜
۱۰ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
فدات عزیزم.
۱۰ ماه پیشزهرا z
-1خسته نباشی نویسنده جونم قلمت مانا 💯🙏🥰😘
۱۰ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونتون عزیز
۱۰ ماه پیشاسرا
0اوه چندقدم راه چه فکرهاکه نکرد🙏
۱۰ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه واقعا همینطوره شخصا خودم
۱۰ ماه پیشAlireza
3کجابره مثلا اونم با وضعیت وخیم مادرش، از یه طرف بی کسی ازیه طرف بی پولی
۱۱ ماه پیشSaba
4کاش آخر قصه اونی که پشیمون میشه آوید باشه نه پرتو دخترکه بی گناهم
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
واقعا منم امیدوارم 🥲
۱ سال پیشنرگس
2اوهوم واقعا هم همینطوره و چه زیادن دور و برمون همچین آدمایی فقط باید بخوبی چشمامونو باز کنیم و ببینیم...ممنون از قلمتون خانومای نویسنده
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
واقعا چشم بصیرت و نگاه باز میخواد... قربونت برم عزیزم
۱ سال پیشفاطمه زهرا
2پارت جالب و قشنگی بود✨
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی
۱ سال پیشآمنه
2بعضی وقت ها مشکلات حتی آدم عاقل رو نابود می کنند چه برسه به دختری که مشکلات به جای کم شدن وراحت شدن بزرگتر هم می شوند پارت عالی قلم نویسنده ها پایدار وزیبا وهمیشه خوش بدرخشید
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم
۱ سال پیشم
3اگه میتونست بره که از اول اینکارو شروع نمی کرد مشکلش خیلی از مشکل تو مهم تره،تو برای پول بیشتر وپرتو برای حفظ جان تنها کسیکه داره تلاش می کنه 🙏
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
حرفات زیبا و منطقی 👏
۱ سال پیشم. ر
2حالا اول کاری جا نمیزنه🙃
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دیگه باید یه حرفی میزد
۱ سال پیشآمنه
1بعضی وقتها گفتن حقیقت بهتر مشکلات رو حل میکنه وپنهانکاری باعث نابودی میشه والان پرتو مجبوره ساکت باشه تا حداقل مورد اعتماد خانواده شوهرش بشه وبعد با عقل سلیم حقیقت رو بگه که آوید ضرر نکنه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
1عالی ممنون بابت رمان زیبا