پارت هشتاد و چهارم :

دلش می‌خواست می‌توانست از شب‌های سختش در آغوش سروش هم حرف بزند تا برادرش او را به لوس بودن متهم نکند. از فشار زیادی که تقریبا هر شب در آغوش او تحمل می‌کرد و از رفتار خشنی که هنوز هم هر بار برایش غیرعادی و دردناک بود.
بغضش را قورت داد. بهزاد بار دیگر او را به خود فشرد و گفت:
_ سعی کن نیمه‌ی پر لیوانو ببینی. هر آدمی اخلاقای بد داره ولی خوبی هم داره. رفتارای خوبشو ببین. اگه تنهات نمی‌ذ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!