پارت هشتاد و سوم :

با درد زیادی که در تمام بدنش پخش بود از خواب بیدار شد. زیر دلش تیر می‌کشید و حتی نمی‌توانست درست بنشیند. تمام شب برایش مثل کابوس گذشته بود و لحظه‌ای خواب آسوده نداشت. به سختی خودش را از روی تخت پایین کشید و به طرف آشپزخانه رفت. سرش را گرم آماده کردن وسایل صبحانه کرد و بغض روی بغض قورت داد.
سروش سر حال و پر انرژی وارد آشپزخانه شد. عطر شامپو و افترشیوش زودتر از خودش رسیده و خبر از دوش گرف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!