آفند درد به قلم معصومه علیایی
پارت پنجم :
صدای برخورد مشت رضا که به گوش رعنا که حالا پلهها را با عجله و دو تا یکی بالا آمده بود رسید، گویی الکتریسته ای به جانش رسوخ کرده باشد، چون فنر سر جای خود پرید و دست لرزانش را بند قفسهی سینهای کرد که چون توپی بالا و پایین میشد.
قلبش، ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

گرداب
0این حجم از خلاقیت توی جمله بندی جالبه