قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت نود و هفتم :
***
_نگهبان یه شال و مانتو از تو سطل زبالهی پارکینگ پیدا کرده..
_لعنتی..
_دستکش داشته منصور... ردی از خودش نذاشته...دوربین پارکینگم چیزی ثبت نکرده.. ممکنه از پشت ماشینا وارد اونجا شده باشه..و خلاصه طرف حسابمون یه روانیِ باهوشه..
کیف ساره روی دوشش بود و خودش در اتاق گچگیری. منتظر نشسته بود تا پای پسرکِ پر سر و صدا را تمام کنند و نوبتش شود.
_ممکنه کار افشین باشه.. واسه بردن مدا
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
3خب حبه جان به ساره بگو یه نفر رفته خونه شون ،انقد بچه معذب نباشه
۱ سال پیشآسمان
1واقعا ممنون زیبا بود 🙏👌
۱ سال پیشراز
1ساره حبه انگورو قناد باشی کرد تا با ساره یکی بشن همه فن میزنه از قنادی و آشپزی گرفته تا کول زدن کیف ساره
۱ سال پیشم.ر
1خوبه قناد باشی😄
۱ سال پیشم
1خیلی عالی،هیچکی بیکارتر از خودت نیست مواظب ساره باشه،هزارتا کار شو سپرده اینو اون خودش شده شاگرد شیرینی پز ساره آقای یه خط اسم ❤️❤️🙏
۱ سال پیشاهوk
2عالی عالی عالی واقعا خوب بودن هر ۳ پارک قشنگ بودن دستت درد نکنه 😘😘 آقا محمد😁 😄😄😄
۱ سال پیشپگاه
2مثل همه ی قسمت های قبل لذت بردم از خواندنش،دستتون طلا و قلمتون استوار
۱ سال پیشندا
2خیلی عالی ممنون من خیلی عاشقشم
۱ سال پیشسهیل۲۸
3مثل همیشه عااااالی واقعا قوی هستن شخصیتهای این رمان با وجود اینهمه مشغله
۱ سال پیشنسترن
3خب آقا محمد قناد هم شد.😁
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
1سلام خسته نباشید عالی مثل همیشه. بدجوری عاشق شده آقا منصور خخخخ چقدر بدش میومد بهش بگن منصور ولی به ساره هیچی نمیگه واقعا خیلی دوسش داره.