کوه آمین به قلم زهرا باقری
پارت چهل و پنجم :
_سفره رو بنداز رو زمین، کمرم شکست از بس نشستم رو اون صندلیا!
ستاره بلافاصله در جواب پیام کنایه زد:
_مجبوری بیست و چهار ساعته آویزونش باشی؟!
_آویزون جد و آبادمونه! اگه مزاحمم میرم!
_نه!
قبل از اینکه پیام حتی بتونه تکون بخوره من با صدای بلند مخالفتمو نشون دادم!
جدا از دوستی کوچیکمون، امکان نداشت بدون پیام بتونم شرایط فعلی رو پشت سر بزارم، حتی با هشتاد کیلو وزن و صد و هش

لطفا صبر کنید...

Negar
0امیرحسین بیا شوهرم شو