پارت ششم :

ـ نه این جوریام نیست، خیلی کاریِ... حالا شما یه کاری بهش بده خودت متوجه میشی.

لبخند تلخی زد.

عموهم به کار بلدی حنانه واقف بود و همیشه سر بی عرضه گیش به او سر کوفت میزد؟!

خدمتکار ارباب سرش را به معنای باشه تکان داد و حنانه را به ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!