بال های زخمی به قلم حانیه باصری
پارت هشتاد و یک :
صاف ایستادم و خشکم زد.
صدای حرکت قدمهایش را به سمت خودم شنیدم.
حضور نزدیکش را حس میکردم.
در چوبی آبدارخانه میان من و او بود.
دستش را روی لبه در گذاشت و آرام آن را بست.
در کنار رفت و برای لحظه ای نگاهمان به هم گره خورد.
نمیدانستم باید چه عکس العملی نشان دهم.
دستپاچه نگاهم را از او دزدیدم و به سمت خروجی پا تند کردم.
پشت سرم راه افتاد و صدایم زد :
_ پرواز... و
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهناز
0رمان خیلیییی زیبایی بود،خسته نباشید نویسنده جان❤️✍️🍀
۴ ماه پیش....
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Fatemeh
0قشنگ بود ✨ شخصیت های متفاوت و جالبی داشت قلمتون مانا...من با ماتیلدا گریه کردم با اینم گریه کردم الان میترسم از پایان اشک ماه ک اونم اشکمو دربیاره 😅😂 اما خب واقعا قلم قشنگی دارید من به نویسنده رمان ها دقت نکرده بودم از کامنت ها فهمیدم بین شش رمانی ک خریدمش سه تاش قلم شما بوده و برام جالب بود ❤️🫂
۶ ماه پیشدانی
0رمان قشنگی بود خسته نباشید.
۶ ماه پیشpari
0رمان دوس داشتنی بود مرسی از نویسنده عزیز
۱ سال پیشحنانه
0رمان زیبایی بود✨️ پشیمون نیستم تا ساعت۵صبح بیدار موندم.
۱ سال پیشمبینا
0واقعا خوبه که خوندمش. با پارت های اخر همه چیز روشن شد و پلات توییستش جدی خفن بود اگه نظرات بقیه رو نمیخوندم شاید به ذهنمم نمیرسید ممکنه سهند توهم پرواز باشه ولی طوری که باهم فوق العاده بودن و پرواز انقدر دوسش داشت که بخاطرش همه کاری میکرد باهم بی نقص میشدن🥲 از اولین ملاقاتشون تا اخری همه عالی بودن
۱ سال پیشمبینا
1تو طول داستان یکم ناراحت بودم از اینکه خیانت شاید باشه ولی نبود و این خوشحال کننده است اونجا که معلوم شد همسر قبلی فرهاد مهتاب بوده جوری شوکه شدم که تا یه دقیقه فقط داشتم میگفتم What the actuall- اصلا شدت شوکی که با پارت های اخر داشتم تجربه میکردم زیادی خفن بودن تو رو نشون میده و فقط برگام ریخته بود
۱ سال پیشمبینا
1واقعا شدت پیشرفتت با هر رمان بیشتر مشخص میشه دمت گرم واقعا خوب از پسش براومدی و عالی بود ممنون بابت نوشتنش حانیا و اینکه سهند عشق منه باشه؟ زیادی قشنگ و دوست داشتنی و کراش بود قلبم براشه😭 خسته نباشی❤️
۱ سال پیش
حانیا بصیری | نویسنده رمان
عزیزمم💜مرسی از نظرات ریز بینانه و نگاه قشنگت✨😘
۱ سال پیشپرنیا
0خیلی زیبا و قشنگ بود ،تو خیلی توانمندی حانیای عزیزم ،بازم توی این سبک کار برامون بنویس زیبا قلم ❤️❤️😘😘🌺🌺
۱ سال پیشپرنیا
0میشه پروازم بشیییی🥺🥺🥺🫠🫠🫠🫠
۱ سال پیشصدف
0خیلی خیلی عالی بود.خسته نباشی
۱ سال پیشمبینا
0خدا قوت عزیزم خسته نباشی چقدر جذاب و عالی بود همه ی اون لحظات و احساسات برام واقعی و با ارزش بودند موفق باشی♥️🫶
۱ سال پیشیاس کبود
2خیلی قشنگ بود، احساساتش برام ملموس و واقعی بود، از ته قلبم حسش کردم خیلی قشنگ بود، خیلییییییی ، ممنون از وقتی ک برامون میذاری و ما رو به ی دنیای دیگه میبری حانیای عزیزمم ، دلم میخواست ادامه داشته باشه چون لحظات عاشقیش کم بود ولی فکر میکنم جای درستش تموم شد و درگیر کلیشه نشدمن با پرواز ، پرواز کردم
۱ سال پیشندا
0عالی بود دمت گرم انشاالله منتظر نوشته های جدیدت هستیم
۱ سال پیشماهرخ
0عالی بود خدا قوت لحظه های قشنگی رو با قلم خوبت تجربه کردیم
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

تارا
0دستو جیغو هوراااااا