پارت بیست و پنجم :

قسمت دوم



بعد از اذان صبح دیگر خوابم نبرد .

الکی چشم روی هم گذاشتم اما غرق در فکر بودم .

ارشیا احمق گند زده بود.

مگر خر بود که دروغ گفته بود ؟

نه خر نبود از عمد این را کرده تا نشانی چیزی باقی بگذارد یا خود آلا عقب بکشد ؛ طی شناختی که از این مردک داشتم اینقدر باهوش و دقیق بود که هیچ کاری را بی دلیل انجام نمی داد.

حتی برای این نامزدی صور

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • *....*

    2

    خیلی از الا خوشم میاد..با همه ی دخترا متفاوته💙

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️