پارت سی و نهم :
«ده دقیقه بعد_سالن اصلیِ همایش»
- به چی میخندید؟
این سوال رو پوکر فیس و دلخور پرسیدم، از دو نفر که فقط اسم دوست رو یدک میکشیدن.
پارمیس و تارا تقریبا ردیف وسط نشسته بودن و من بالا سرشون بودم؛ از شدت استرس نمیتونستم بشینم و دو لیوان آب خوردم.
یه چیزی ته قلبم داشت آتیش میکشید و خندهی این دوتا روانی هم بنزین روی آتیش بود.
همون طور که انتظار داشتم واکنش نشون دادن
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل
0وای دقیقا الان باید فقط رویا میبود قشنگم 😁 آخ آرمان یعنی تو اگه تارا و نگیری دخمل خنگولم😍 وای مهرداد میگه از صندلی های کنار خانوم فاصله بگیرید😅 بهروز بدبخت😆 مهرداد بهش بگو کمتر گوه دوست پسرش و بخوره 🤣 🤣
۶ ماه پیشHelia
1عالیه نگار عالی همین طوری پیش برو چند تا بزن تو گوش شون دلم خنک بشه
۸ ماه پیشثمین
6بگو کمتر گو*ه منو بخوره😂😂😂👍🏻
۱۲ ماه پیشفریبا
0چ ح صی میخورم از ست این سه قلوها
۱ سال پیشمهسا
19کاش یکم بیشتر از مهرداد بگی بیشرف فاکینگ کیوت
۱ سال پیشtar
27حمیده جان واقعا این شخصیت هارو جوری بامزه مینویسی که من باوجود گندای این پنج تا بزغاله هیچوقت ازشون متنفر نمیشممم. اگه تو زندگی واقعی همچین ادمایی میدیدم پارشون میکردم😍😂😂
۱ سال پیشنازی
1زبانم ازین همه زیبایی قاصر است ای مَلَک کَلَک کُنه کَلَک کَنه با بی کلکی!
۱ سال پیش00
1خوب و جالب بود و من از این روندداستان لذت بردم
۱ سال پیشکیانا
0عالی بود خیلی خوب دمت گرم
۱ سال پیشرضوانه
11مهرداد.بهش بگوکمتر گوه دوست پسر منو بخوره.
۱ سال پیشNahalak ♡
26ولی این پنج تا کفتار چقدر قشنگ حواسشون به نگار هست که کسی بهش نگاه نکنه یا تیکه نندازه ❤️🥹
۱ سال پیشAsra
20وایی فقط اونجایی که مهرداد صحنه رو برای ورود نگار آماده می کرد😂😂
۱ سال پیشزری
1گوه دوست پسر
۱ سال پیشمرضیه
4آقا این تیکه رو نگار خیلی خوب گفت کمتر گوه دوست پسر من رو بخور🤣🤣🤣
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
1حمیده جان نویسنده عزیز الان نگار چال گونه داره مهدی و رضا وامیر هم چال گونه دارن😑😑😑