پارت صد و بیست و هفتم :

فصل شصت و چهارم
نگار
تلفن خسرو توى دسترس نیست. تمام امروز اول ساعتى یک‌بار و بعد نیم ساعت یک‌بار شماره‌اش را گرفته‌ام. پیام‌هایش هم سین نمى‌شود. نمى‌توانم بخوابم یا یک‌جا بنشینم. نیکان را برده بودم پارک. حتى توى پارک صداى زنگ تلفن بقیه باعث مى‌شد گوشى‌ام را چک کنم. آخرش هم بیشتر از یک تاب‌بازى نتوانسته بودم بیرون بمانم و برگشته بودم خانه.
نیکان که مى‌خوابد، دوش مى‌گیر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا z

    0

    نگار چقدر. کم بود داره تو زندگیش چقدر تنهاس بوده این غمگینم میکنه🥺🥺🙏💯💞

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    0

    وای چقدرخوبه نگارتلفظ کردانار🙏😍

    ۷ ماه پیش
  • راز

    1

    چقد امشب دلم گرفته چرا هیچ مردی رو مث خسرو ندیدم

    ۷ ماه پیش
کپی شد!