پارت چهل و نهم :

سیاوشم که انگار برنامه‌ریزی‌شده بود تا فقط به حرف‌های من عمل کنه، نذاشت یه ثانیه از جمله ام بگذره و بلافاصله ماشین به شدت از روی زمین کنده شد و باعث شد به چپ و راست پرت بشم و درد شدیدی تو دست‌وپاهام پیچید.
سیاوش اونقدر تند می‌رفت که فرصت نمی‌کردم به‌جایی نگاه کنم. تنها چیزی که می‌تونستم بفهمم این بود که اون موجود هنوز روی سقف ماشینه و این‌بار با قدرت بیشتری داره ضربه می‌زنه. اما

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه نفر

    1

    به به از مجتبی خوشم اومد

    ۷ ماه پیش
  • میم

    1

    ای وای انگار واقعا تو دنیای ماورا گیر افتادن،اگه اینطور باشه اون تونل می تونه راه نجات و دروازه ورود به دنیای واقعی باشه😮

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
کپی شد!