پارت صد و شصت و دوم :

کلاس که تمام شد، شلوغی راهرو آغاز شد. انگار صدای ده‌ها پرنده از قفس دیجیتال بیرون زده باشد؛ صف کافۀ دانشکده تا پیاده‌رو امتداد یافته بود؛ حرف‌های کوتاه و سلام و خداحافظ و دیدار دوباره.
ساحل کنار محیا روی نیمکتی که منتهی به بوفه می‌شد نشست. دستش را انداخت دور شانۀ محیا.
- تعریف کن ببینم. با کسی فاب نشدی جدیداً؟
محیا نقاب دل‌خوری روی صورت نشاند و دست ساحل را از کمرش پس زد.
-

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شهناز

    0

    عالی بود خسته نباشی بله واقعا من باهاش احساس کردم فکرکنم فقط نقش پلیس یک کم شل بود

    ۸ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    سلام وقت بخیر. ممنونم از نظرتون

    ۸ ماه پیش
  • امید

    1

    زیبا بود عالی فقط،یه اشکال زیاد وارد حاشیه می شدید که گاهی باعث دلزدگی میشه اگه حاشیه کمتر باشه بی نظیر هستش

    ۹ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از نقدتون در نسخه نهایی حتما اصلاح میشه

    ۹ ماه پیش
  • اهو

    1

    سلام عزیزم خسته نباشی گلم.. ممنون ازت عالی بود هرچی بگم کم گفتم 👏👏👏👏👏👏👏👏 حیف که تمام شد دوست داشتم همچنان ادامه داشته باشه...

    ۱۱ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. ممنونم که همراه داستان بودید و بهم دلگرمی دادید.

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    خسته نباشیدخانوم بامیری عزیز... رمان قشنگی بودو این مدت بهش عادت کرده بودیم... دوست داشتم همچنان ادامه داشته باشه و ماباساحل وکسری باشیم... عالی بود... قلمتون مانا...

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنون از شما که همراه قصه بودید و با نظراتتون بهم دلگرمی دادید

    ۱۲ ماه پیش
  • sky

    1

    دوست داشتن فقط شفای روان نیست، بازسازی تمام جهان آدمه!! چققققد این پارت آخری ب دلم نشست❤ چقد حرفای دکتر معتضد قشنگ بود... چ پایان دلچسبی🥲 خانوم بامیری جان لذت بردم از قلمت.. خوش بدرخشی عزیزم.. منتظر رمان های بعدیتون میمونم 🤍🤍🤍

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از نگاهتون خوشحالم که چنگار به نگاهتون خوش نشسته. رمان بعدیم هم داخل همین سایت به نام خَنا داره پارت گذاری میشه. همراهی شما باعث افتخار بنده ست

    ۱۲ ماه پیش
  • A-a

    0

    پایان شب سیه سپید است بعد از این همه اندوه وسختی کشیدن آرامش خوب ودلچسبی نصیبشون شد عالی بود خسته نباشید ممنونم👏👏👏🙏🌹🌹🌹

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از شما که همراه داستان بودید و خوشحالم که چنگار به نگاهتون خوش نشست

    ۱۲ ماه پیش
  • شهد

    0

    داستان را خیلی دوست داشتم اوایل از اینکه مدام از گرمای هوا صحبت می کردید گاهی دلزده می شدم ولی داستان اینقدر کشش و جذابیت داشت که ادامه دادم ممنون از شما

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنون که همراه داستان بودید و ممنونم از نقد منصفانه تون. در نسخه نهایی حتما این مورد اصلاح میشه.

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واای خیلی پارت خوبی بود خانم بامیری عزیز ممنون ازتون بابت قلمت زیباتون یکی از محبوب ترین رمانام بود عالی بود..قلمتون مانا❤️😍

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم باعث افتخارمه که این رمان به نگاهتون خوش نشسته ❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • ستاره

    1

    چقد غم انگیزبودوپردرداین رمان ولی آخرین قسمت بسسیارزیبایی داشت که شست وبرداون همه غصه را،سپاس فراوان 🌹🌹

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از نگاهتون عزیزم

    ۱۲ ماه پیش
  • آسمان

    0

    وای عالی بود 😍😍😍😍😍😍❤❤❤❤❤🥺🥺🥺🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از شما که همراه قصه بودید و با نظراتتون بهم دلگرمی دادید

    ۱۲ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنونم حنانه جون خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار با آرزوی روزهای روشن برای شما ❤❤🌹🌹

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از شما عزیزم که همراه داستان بودید

    ۱۲ ماه پیش
  • ندا

    0

    ممنون عالی وزیبا خسته نباشید

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از شما که همراه قصه اید

    ۱۲ ماه پیش
  • محیا

    3

    چه پایان قشنگی. بالاخره ساحل هم خوشبخت شد. ممنونم ازتون

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنون از شما که همراه داستانید

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطی

    0

    قصه ما به سر رسید ولی عشق همچنان باقی است.شیرین و دلچسب..خوشحالم که همراه این رمان بودم خیلی خوب بود.ممنون قلمتون ماندگار

    ۱۲ ماه پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از شما که همراه قصه بودید

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!