پارت صد و چهل و ششم :

***
اتاقی بود که هیچ کودکی حق نداشت آنجا بخوابد.
سوله‌ای مملو از خاکسترهای خاورشهر که سقفش با شیشه‌های ترک‌خورده پر شده ‌بود و نور نیم‌مرده طوری عبور می‌کرد که پناه با آن پوست کم‌رنگ، رنگ دلقک‌های سیرک گرفته ‌بود. برهنه بی‌هیچ چیزی جز پوشک کوچک؛ انگار لباس و هویتش را یک‌جا از تنش کنده بودند.
مهیار وسط اتاق، روی صندلی آهنی زنگ‌زده نشسته بود و موبایل را طوری گرفته‌بود که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آسمان

    0

    وای چقدر بد دلم گرفت برای پناه 😔😔😔😔

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    الهی 😔

    ۱ سال پیش
  • sky

    0

    دلم گرم همین' خبر از اتفاقای خوب در آینده نزدیک' توی کامنتاتونه💟

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    عزیزم ❤️ مطمئن باشید اتفاقات خوبی میفته

    ۱ سال پیش
  • sky

    0

    دلم برای پناه کبابه😭💔 دیالوگای بین مهیار و اون مرد واقعا وحشتناک بود اما متاسفانه دور از واقعیت نیستن... هستن کسانی که واقعا به موبایل و تکنولوژی اع.تیاد دارن و اگه در اختیارشون نباشه انگار فلج میشن 😔

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    بله متأسفانه واقعیت جامعۀ امروزی همینقدر تلخ و تاریکه

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    در پس دریای طوفانی روز آفتابی است..شاید روزهای آرام و آفتابی..ولی خاطرات و ضربه های طوفان شب قبل در یادها می ماند

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    بسیار عالی

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    تکنولوژی،چه واژه ی تلخی.... کاش برمیگشتیم به همون روزاکه مردم راه ارتباطیشون حداکثرنامه بود

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    واقعا

    ۱ سال پیش
  • ندا

    0

    پناه بیچاره من موندم بهش شیرمیده اصلا حتی لباسم تنش نمیکنه نکنه مشکل پیداکنه

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    🥺

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    خسته نباشی نویسنده عزیز،کاش پناه رو زود پیدا کنن و حال ساحل هم کامل خوب بشه❤️

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    به زودی اتفاقات خوبی میفته

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️