پارت سی و چهارم :
گل ناز شروع به زدن در گوش خود میکند و همزمان با صدای بلند گریه میکند.
- من...
دستش که با ضرب روی دهانش مینشیند، تازه از بهت خارج میشوم. این دختر یک دیوانه به معنای تمام کلمه است. به سختی از جایم بلند میشوم تا جلوی خودزنیهایش را بگیرم. دستم که به سمتم دستش میرود را با ضربه محکمی پس میزند. دستم درد میگیرد. از درد دست به خود میپیچم.
- نزن نامسلمون. من ک
لطفا صبر کنید...
