پارت سی و سوم :
مریض مریض مریض مریض مریض!
مگه میشه چند نفر که سال کنکورشونه انقدر ابله باشن؟ مگه میشه انقدر تشنهی توجه و قدرت باشن؟! اینا پس فردا وارد اجتماع شدن میخوان چه غولهایی بشن؟
فشار دستم روی گوشش کمتر شد. از فرصت استفاده کرد و با ضرب دستم رو کنار زد. با حرص گوشش رو ماساژ داد و رو به در داد زد:
- زهرمار بزنه به فرق سرتون! نمیتونم راحت رفع مزاج کنم از دستتون؟
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل
2وااای نگار عاشقتم خوشحالم قایم نشدی و در و باز کردی 😂 قیافه پسرا دیدنیه حالا جرات دارین خرابکاری کنید. فکر اینکه امیر و آیوار از ترس نگار اینطور به هم پناه بیارن عالیه سگ ها خو همیشه همین باشید 😂 😭 ❤️
۶ ماه پیشHelia
1ترسو های بزدل وایستید یکی یکی کنم هاتون رو برخورید از نگار
۸ ماه پیشیکتا
2اخ میدونین از چی خوشم میاد؟ اینکه مثل سگ از نگار میترسن🤣
۸ ماه پیشانیس
6حاجی نگار گنگت بالاس
۱۰ ماه پیشآیوار و نگار مال همن
7عالی بود حمیده جون فقط فصل 4 فصل آخره؟
۱۲ ماه پیشمامیِ جمع
1واهای خودایاااا پشمانمممممممم باوا حمیده دمت گرمممم اصن خعلی خفنههه خیلی خوبه ک بفد جهار فصل هنوزم جذعابههههه
۱ سال پیشبیکار
5ناموشا داشتین واکنشه دوتا قلدری که یه مدرسه ازشون میترسی دنننننن؟ خدا نکشتت حمیده
۱ سال پیشBobi
4اینجا مهدی برای چی میخواست برای فردا صورتش نرم باشه؟؟
۱ سال پیشهلیا
4ولی مهدی خیلی بامزس😂🥲
۱ سال پیشfaty
0عالیه محشره
۱ سال پیش-B-
15وایی خدا فقط اونجاش که همه تو شک نگار بودن و امیر و ایوار ازش ترسیدن چقدر گنگی نگارممممم
۱ سال پیشوانی لوپه ??
8عررررررررررررررررر عرررررررر بی نهایتتتتت
۱ سال پیشآنیا
14جات وسط بهشته حمیده بسکه خندیدم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشمرضیه
6پارت بعد شاهد افتتاح نشیمنگاه نگار و بقیه خواهیم بود🤣🤣
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
0عزیزم من به عشقت مطمئنم ذاتت خرابه فقط 😂 جمله اخر واقعا غم به دلم انداخت واقعا بغل ارمان همیشه پناه نگار بود ولی حالا چی 💔 😢