قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت نود و یک :
با رفتن ساره از اتاق همه جا سکوت مطلق شد. اما درونش نه.
کلافه و نگران طول اتاق را قدم زنان متر کرد. حتی یکهو ایستاد و دستش را روی شانه اش گذاشت. جایی که ساره پیشانی به انجا چسبانده بود. هنوز رد نفس های لرزانش را حس میکرد.
دست به صورتش کشید و دوباره از لای در اتاق بیرون را نگاه کرد. نفس های ریز عمه درنا فقط شنیده می شد.
لای پنجره را باز گذاشت تا هوایی به سرش بخورد. بلکه به هوایی شدن
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ستاره
4چرااینااینقدرقشنگن لوس بازی ندارن اماهمینطورباهم کیف میکنن چقدقشنگ هوای همادارندعالی عالی من که همیشه باخوندن رماناتون کیف میکنم وشارژمیشم ازبس نوشتم دیگه گفتم خودتون میدونیدچندوقته پیام نمیدم من عاشق شخصیت ساره ام وتلاشش وجسارتش وشوخ طبعی که داره ممنون ازقلم زیباتون همیشه سلامت وخوش باشید 💐💐💐💐
۱ سال پیشنسترن
3پارت خیلی خوبی بود😍😍
۱ سال پیشسهیل۲۸
4🥹🥹قرار قلب های ما 🥰🥰 خیییییلی عالی بود
۱ سال پیشراز
4اَی حبه انگور جانِ زبل عکس لُپ میگیری خوابت نمی بره، ی برنامه توپ واسه ساره داره ک لپاشو نصف کنه
۱ سال پیش.....
6از کجا معلوم که نصف بشه با این فرمونی که خانم میره نصف که هیچ دوبرابرم میشه
۱ سال پیشاکرم بانو
2😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۱ سال پیشم.ر
4حظ کردم محمد منصوری بلد بود رو نمیکرد😍
۱ سال پیشاسرا
5وای محمدمنصوراین۲پارت غوغاکردبااحساسش 🙏😍😍
۱ سال پیشماهرخ
5عاشقانه هاشون داره شروع میشه وای لپ هاششششش
۱ سال پیشم
3شایدم دوبرابر شدن بس که این داره پرکار می خوره، خیلی عالی بود 💛💚🧡❤️🤍💙🤩😍
۱ سال پیشام البنین
4خیلی عالی بود حیجانش روز به روز داره بیشتر میشه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آسمان
3زیبا و جذاب 🙂