هارمونیکا به قلم مرجان فریدی
پارت پنجاه و سوم :
***
چند دقیقه از بههوشآمدنش گذشته بود. دقیق به خاطر نمیآورد چطور به بیمارستان آمدهاند و چه اتفاقاتی در مسیر افتاده بود. تنها چیزی که میدانست، این بود که در اتاقی خصوصی در یک بیمارستان خصوصی بستریست و او، پشت به او، با دستان در جیب شلوارش، مقابل پنجره ایستاده و به بیرون خیره شده است.
به شانههای پهنش زل زد، به پیراهن تیره و چروکشدهاش، به خطوط ریز و درشتی که در اثر
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
محدثه
0دختر تو چطوری تونستی به این قشنگی این بشرو تور کنی؟
۵ ماه پیشدنیز؛
3نمیدونم واقعا ذوق کنم یا به خاطر کارای جاوید حرص بخورم
۷ ماه پیشReyhane
4جاوید منو یاد فریاد و میلاد میندازه:)
۹ ماه پیشرخساره
-1راضیم از خودم . چون میخوام ضجر کشیدن جاوید و بعدش بخشیدنشو ببینم
۹ ماه پیشزن دیوا حتی اینجا
5با اینکه رو اُق جاوید کراش زدم،ولی خب مرتیکه بوقلمون خیلی به شیدای بدبخت بدی کرده پس حالا حالا ها هم باید ناز کشی کنه🎀🦦
۱۲ ماه پیشNiya
9نکته خیلی قشنگی داره وقتی تو رابطه همش صدتو بذاری همش تو باشی طرف فکر میکنه هیچ وقت از دستت نمیده، همیشه هستی و کم کم ارزشت کم میشه، حقته جاوید خان اصلا نمیخوام حالا حالا ها اشتی کنید
۱ سال پیشساتیا
7نه اشتی نکنیااا بزا قشنگ زجر کشش کردی بعد بعد ببخشش
۱ سال پیشHelia
0ای بابا آشتی کنید دیگه
۱ سال پیشالهه
0اخی شیدا عزیزم
۱ سال پیشمه
3وای ضعف کردم اون قسمت بچه و گفتتتت
۱ سال پیشروح
25مرجان انگار به شخصیت پسرای رمانت نحوه لاس زدن قوی رو یاد میدی 😂😭🫠
۱ سال پیشرپح
14اقا خدایی جاوید به شیدا توجه نمیکرده الان هم خرو میخواد هم خرما رو اول از همه باید ی معذرت خواهی درست میکرد و باید دل شیدا رو دوباره به دست میاورد و اونقدری بهش خوبی میکرد که شیدا کارای گذشته رو فراموش کنه
۱ سال پیشروح
12جاوید هرچقدرمم کراش باشه منو نمیتونی گول بزنیید من به روحان وفادارم😂😂
۱ سال پیشفاطی
4عرررر چقدر جاوید کراشهههههه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

....
0وااای جاوید خیییلی خرابکاری کرده، دقیقا مثل فریاد...