پارت هفده :


فصل 6
کلاس شلوغ بود و مهدیس پشت میز کاری‌‌اش در حال تصحیح تعدادی برگه به سر می‌‌برد. سرش درد می‌‌کرد و نیاز به آرامش داشت اما افسوس که تا پایان کلاس یک ربع باقی مانده بود. صدای پویا را از کنارش شنید که به آرامی گفت:
ـ خانم مهدوی حالتون خوبه؟
به پویا که با نگرانی نگاهش می‌‌کرد نگاه کرد. می‌‌توانست عمق علاقه را در چشمانش ببینید اما سعی داشت انکارش کند. او یک دختر بیست و ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    آخه پویاچکارکنه فرشادحالامناسب یانه🙏💋💞

    ۱ سال پیش
  • سحر

    1

    عالی بود و امیدوارم که همیشه موفق باشی و رمان های قشنگی برامون بنویسی

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم🩷

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    خیلی عالی،باید ببینه اخلاق ورفتارش چجور هست چاقی مشکل بزرگی نیست قابل حله 🤔👏

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • پریا ❤️

    2

    درسته چاقی مشکل بزرگی نیس . اصلا عیب نیست . بالاخره هر *** یه شکلیه دیگه ولی گاهی ممکنه کسی باشه با تمام ویژگی ها و ظاهر و حتی باطن خوب ولی به دلت نشینه چون قبلا عشق یکی دیگه تو قلبت ته نشین شده و جاشو هم سفت کرده

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    👌❤️

    ۱ سال پیش
  • پریا ❤️

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • پریا ❤️

    1

    ببخشید معذرت میخوام به جای فرشاد نوشتم اشکان (اسمش اشتباه شده 😅)

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    پیش میاد عزیزم. ویرایش می‌کنم❤️

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    لو دادی داستان رو خانمی. شما خواننده وی آی پی هستی. خواننده‌های رایگان هنوز نرسیدند به اونجا

    ۱ سال پیش
  • پریا ❤️

    0

    وای خیلی معذرت میخوام واقعا هواسم به اون جاش نبود ببخشید 🫣

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🩵🩵🩵

    ۱ سال پیش
  • شبنم

    0

    ممنون خوب بود ولی به قول دوستمون مهدیس دختر خانم ونجیب وقوی خودساخته ای هست وسنش هم کم نیست پس باید خیلی منطقی بااین جور مسایل برخورد کنه واز روی احساسات تصمیم نگیره وفکر کنه درستش اینه مهدیس درست تصمیم بگیره و مشکلات حول مهگل باشه

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    ممنون عالی بود ولی فکر کنم اگه مهدیس بخواد اینطور فکر کند من بدبخت میشم آخه از مهدیس دختر قوی ومستقل وشخصیت ساخته بودم که بیدی به این باد ها نلرزه

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    دخترمون دلش رو باخته❤️‍🔥

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    3

    حالابهش از فرشاد میگفتی شاید نظرش عوض میشد😉😉😉

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🥰🥰

    ۱ سال پیش
کپی شد!