پارت هشتاد و سوم :

زیر آب گرم پاهایم را ماساژ دادم و مدام به خودم دلداری می دادم.
ژرفی می تونست خیلی بدتر از این ها باشه.
ژرفی زیاد سخت نگیر، دو سه روزه شیرتو از بچه ها قطع می کنی تموم میشه.
ژرفی فکر کن مگه تا حالا از رابطه ات با فرهاد لذت برده بودی که الان از رابطه ات با ادیب این قدر ناامید شدی.
هر طور بود با این حرف ها سر خودم را شیره مالیدم تا تحملم را بالا ببرم.
بعد از حمام کردن و پوشیدن لب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمنه

    0

    رابطه با اجبار خیلی برای روحیه اون شخص سخت ودرد آور هست اما تا اینجا که ادیب خوب بوده گرچه شرط هاش سخته ولی باز بهتر از فرهاد یا خانواده اش هستند پارت عالی

    ۱۲ ماه پیش
  • م

    0

    چقدر حتی محبت کردنش خشک ومقرراتی و رئیس ومرئوسیه؟😮🙏🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • اسرا

    1

    ادیب ریس مابانه مطلق 🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️