به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت هفتاد و نهم :
به صورتم کرم پودری می زنم به همراه ریمل و رژ لب. به مابقی لوازم آرایشی که ادیب برایم گرفته است، نگاه می کنم و به غیر از وسایلی که استفاده کرده ام از بقیه سردر نمی آورم و می ترسم با استفاده ی نابه جا و نادرست قیافه ام را مضحک کنم.
بعد از حاضر شدنم به سراغ ننه می روم تا در آماده کردن بچه ها کمکش کنم.
ننه با دیدنم لبخند می زند و آرام به کمد ضربه می زند.
ـ من برات صدقه کنار میزارم، خودتم
لطفا صبر کنید...

آمنه
1عالیه عالی ولی ای کاش ادیب این قدر خودخواه نباشه اخه آدمی که فقیر باشه حتما پول خرید لباسهای خوشکل وزیبا رو نداره پس نباید به ژرفی طوری رفتار کند که انگار سلیقه ندارد ولی در کل عالیه عالی بود سعیده بانو