خیال پرند به قلم رویا ملکی نسب
پارت ده :
صدای تیز و نازکش روی اعصابم دوید و به مشاجره تحریکم کرد. بهطرفش چرخیدم؛ دم عمیقی گرفتم تا آهنگ صدایم فراتر از حد معمول نرود:
_ صد دفعه گفتم دست رو نقطهضعفهای من نذار! به چه زبونی بگم که درکم کنی؟ نمیتونم پشت اون فرمون لعنتی بشینم! نفسم بند میاد از ترس!
دستانش را جلورمان فوق برای چاپ ارسال شده است و دیگر امکان مطالعه آن وجود ندارد. با تشکر از درک و توجه شما خوانندگان عزیز

لطفا صبر کنید...

کبری
0هیچ سوالی ندارم فعلا تا بیشتر بخونیم ببینم چی میشه متشکرم