افلاس به قلم زهرا خزائی
پارت هشتم :
بوسه ای روی پیشونی مادرم کاشتم و با بلند کردن سرم متوجه ی میثاقیان شدم:
_میتونیم بریم خانم شمس؟
مادرم دستش رو به ویلچرش گرفت:
_خیلی ممنون آقای میثاقیان،زحمت زیاد دادیم بهتره برگشت رو خودمون تا خونه بریم.
میثاقیان،چ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

لیلی
0خدایی، برخورد مادرش