مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت بیست و هفتم :
قرار بود شب گذشته، با خانوادهاش به دور هم جمع شوند؛ اما عطا اعلام کرده بود که توی هتل مشغله دارد و این دورهمی را به شب بعد یعنی همین امشب موکول کنند. حالا فریال توی راه خانهی مامان منیر دل توی دلش نبود. از یک طرف خوشحال بود و از یک طرف استرس و دل شورهی عمیقی داشت. پدرش درمورد عاشق بودنش چه واکنشی خواهد داشت؟ از اینکه بگوید قصد ازدواج دارد از او چه برخوردی خواهد دید؟ علی الخصوص اینکه شر
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🤣🤣🤣
۱ ماه پیششبنم
00تا اینجا عالی بود پراز تنش و استرس اینکه نویسنده خواننده رو مجبور می کنه دامه کار رو دنبال کنه و پایان کار نامعلوم ومجهوله برای خواننده که چه اتفاقی خواهد ای خودش هنره👏👏👏
۱ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوشحالم دوست داری عزیزم😍
۱ ماه پیشآنیا
00وحالاعطاقاطی میکند😂
۱ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🤭🤭🤭
۱ ماه پیشمینو
00فریال گاوش زایید🥲😂
۱ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
با عطا در افتادن راحته مگه...😁
۱ ماه پیشفاطمه ❤️
00اژدها وارد میشود ( عطا جون جدی میشود)😁
۲ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عطا با تموم غد بودنش عشقه😍
۲ ماه پیشزهرا
00چه پدری حلا ببینیم چی میشه بی صبرانه منتظرم این دوتا به هم برسن
۲ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ان شاالله😁🤲🏻
۲ ماه پیشصدف
00خیلی داره جذاب میشه نمیتونم کنارش بزارم واقعا عالیه
۸ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به به😍💚 امیدوارم تا انتها همینقدر دوسش داشته باشی عزیزم🥰
۸ ماه پیشMehr
00کل رمان یک طرف عطا یک طرف دیگه🥲
۹ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
رقابت بین عطا و فرهاد سنگینه😅
۹ ماه پیشاسرا
00وای وقتی عطااینجاهمش باسیبلش ورمیره بافرهاددارم مقایسه میکنم آزاده همون عقاب برکوهستانه 😘
۹ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عقاب بر کوهستان قشنگ بود🤣
۹ ماه پیشRoghayeh
00😂😂اینجا دیگه منم فن عطا شدم خیلی باحاله
۹ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عطا خیلی طرفدار داره هااا توی نسخهی آفلاین دژاوو هم طرفدار پیدا کرده😅💚
۹ ماه پیشمنیر
00خدا به خیر کنه، عطا راضی بشه
۱۲ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
امیدوارم...🥲
۱۲ ماه پیشPrya
00گَلب منی🫶 من بیشتر منتظر بودم..که تند تندکارا روال شه برسم به مونالیزای قشنگم💓
۱۲ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم همیشه سلامت و موفق باشی🥰
۱۲ ماه پیشفاطمه
00من همه اش دارم به ملاقات عطا با حاجی و معصومه خانوم فکر می کنم🤓🤓. خدا به داد برسه، این بی ادب؛ اون دوتا متین و مودب😂.فقط اونجا که فرهاد گفت یکی برعکسه منه😂😂. انتظار داشتم عطا بگه حله، بگید بیاد🤣
۱۲ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصلا ترکیب خوبی نیستن😂😂😂 یه دو دقیقه عطا حرف بزنه بدبخت حاج آقا میگرخه🤣🤣🤣 واقعا فکر کن عطا فوری با حرف فرهاد راضی میشد!😹
۱۲ ماه پیشنفس
00واااااای ببینم پارت بعدی چی میشه منتظرمممم
۱۲ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منم منتظرم🤭 یعنی چی می شه...
۱۲ ماه پیشPrya
00جونم عطااا🫶🥹
۱۲ ماه پیشآزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به به ببین کی اومده😍منتظرت بودم...
۱۲ ماه پیش
Kosar
00ای خدااااا جمله آخر عطا عشقه یارو اختلاف سنییش با من کمتره که😂😂😂