پارت بیست و نهم :



باورم نمی‌شود که قرار است در شهر دیگری زندگی کنم. از آپارتمان مورد نظر پدر، اتاقی که تراس بزرگی دارد و رو به یک دریاچه است را انتخاب می‌کنم. مادر با کمال آرامش وسایلش را در خانه جدید می‌چیند. خانه جدید، یک آپارتمان سه خوابه است. عاشق خانه‌های حیاط دار هستم و بودن در این آپارتمان برایم حکم بودن در قفس را دارد. با اینکه فضای خانه اصلا دلگیر نیست ولی هیچ کجا خانه خودمان نمی‌شود. پØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️