پیله ی پروانه به قلم فرگل حسینی
پارت بیست و سوم :
پروانه از جا بلند شد، کمی در اتاق قدم زد وبا پایش خُرده شیشه های ادکلن هایش را لگد زد.
یکی از رژ لب هایش را برداشت ودرپوشش را باز کرد بعد روی آینه یک خط صاف کشید ودرپوشش را بست.
_توی حرومزاده داری برای من نقش بازی میکنی.
رژلب را جایی درست وسط پیشانی حامی که روی زمین نشسته بود کوبید.
حامی آخ کوتاهی گفت وبا پشت دست پیشانی اش را ماساژ داد.
_چته زنیکهی روانی؟
_وقتی
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

فرگل حسینی | نویسنده رمان
آره دقیقا ما میدونیم کار حامی نیست ولی خب پروانه نمی دونه واین وسط یکی داره موش میدونه به معنای واقعی🥴🥴
۳ سال پیشایلما
0ولی بنظر نمیرسه پروانه توهم بزنه سند ومدرک که هست گیج شدم
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
حالا بعدا معلوم میشه توهمه یا نه👌
۳ سال پیشهانا
0خو هر کی هم جای پروانه بود بهم می ریخت
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اره دقیقا من که پروانه خیلی حق میدم❤😁👌
۳ سال پیشپرنیا
0اوضاع خیلی خیطه 😑🤔
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
خیلییییییی🥲😁❤
۳ سال پیشZarnaz
0عالی بود فرگل جونم مثل همیشه ❤️❤️یعنی هیچ *** مقصر نیست و همه ی این ها توهم؟ دلم برای پروانه سوخت اخی❤️😪
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نمیتونم اسپویل کنم عزیزم ولی خب به هرحال به زودی متوجه میشید🥲😁❤
۳ سال پیشاسرا
0خوب من هم جای پروانه بودم عصبی،می شدم عالیه فرگل خانم
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
دقیقا پروانه خیلی حق داره
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آزاده دریکوندی
0ممکنه اونی که واقعا قصد جون پروانه رو داره یه جوری وانمود کنه که مثلا پروانه متوهمه!کار حامی نیست چند پارت پیش هم درموردش با مامانش حرف زد که یه نفر خواسته پروانه رو بکشه. من حدسم بهار بود و هنوزم هست