هیچ کسان 4 (ریونیز) به قلم sober
پارت یازده :
یادم بود که داروین از تعارف خوشش نمیآد ولی دوست داشتم برای موندنش اصرار کنم.بعد از یک سال بی خبری صرفا به خاطر کاری که توش گند زده بودم باعث زحمتش شدم، فکر کردم بهتره حداقل یه ناهار مهمونش کنم.گفتم: «بیا ناهارو با هم بزنیم.»
داروین کمی فکر کرد و گفت: «ناهار چی داری؟!»
«هنوز بهش فکر نکردم.چی دوست داری؟»
بدون اینکه جواب سوالم رو بده مکثی کرد و نگاهی از روی اکراه بهم انداخت.گفت:
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهره
0کااااش عکس شخصیتهای کتابو میذاشتی تو کانالت خیلی دوسدارم داروین عضلانی رو تصور کنم😂 من سه تا فصل قبلیو سه چهار بار خوندم.اتفاقی اینجا پیدا کردم ادامه رمانو خیلی خوشحالم که ادامه داره😍
۵ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
تجربه ثابت کرده گذاشتن عکس از شخصیتا ایدهی خوبی نیست.چون عدهی زیادی شاکی میشن که این شبیه تصورات ما نیست.
۵ ماه پیشارغوان
0خیلی فونت و اندازش بده
۸ ماه پیشزن بهراد
0واایی بیچاره سورن بلا کش 🥲😂
۱ سال پیشلایف
0عالی بود خوشم اومد
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

متینا
0وای من این رمان و دوست دارم بیشتر از بهراد و سورن و مسعود سه تنفگدار 😂🥴❤️