نسیم آرامش به قلم سعیده براز
پارت هجده :
امشب مادر دوباره خاله را دعوت کرده، دختر خاله هنوز هم مشتاقانه نگاهم می کند، برای لحظه ای
نگاهم به نگاهش گره می خورد، شاید باید برای فراموشی نسیم قدمی بردارم، شاید باید فردی وارد
زندگیم شود.
شاید باید روی خواسته قلبی ام خط بکشم.
شاید باید برای دل مادر کاری کنم.
شاید باید برای خوش حالی دیگری کاری کنم.
اما سرم را سریع پایین می اندازم و خودم را قسم می دهم که با آینده ی
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آنیا
0چخبره قتلی کرده ماخبرنداریم موردتجاوزقرارگرفته مردیم ازفضولی
۱ سال پیشپرنیا
1ممکنه بهش *** شده باشه؟؟نگفته اونم الان فهمیده گرخیده😂😂
۱ سال پیشآمنه
1جن زده شدن راستی دختر اینقدر سبک ازدواج نکرده نباید لنگر بندازه تا مرد هم دلتنگ شود
۱ سال پیشم
1راز نسیم چی هست ، چرا تو خواستگاری و قبل عقد نگفته که حالا اینجوری نشه ؟
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

بهاره
0تا اینجا که خوب بود