پارت بیست و نهم :
- کات عزیزم، کات! بله جانم، بله کات کات کات درست شنیدی، کات فور اِور... دیگه نمیخوام ببینمت، نمیخوام اون چشمای خوشگل و عینک کلاسیکت رو ببینم.
هر شیش نفرمون کف اتاق سوفیا اینا تشک پهن کرده و زیر پتو در سکوت به تارا خیره بودیم.
ساعت از دوازده گذشته بود و جرعت نداشتیم لامپ روشن کنیم؛ واسه همین فقط چراغ قوهی مانلی جوری بینمون بود که آدم یاد مراسمات احضار روح میافتاد.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهسا
2رضا و رویا بهم نمیرسن رویا میره با یه نفر دیگه
۶ ماه پیشذهن ترد شده
0دختر ترکوندییییی
۶ ماه پیش...
1شخصیت رویا و پارمیس رو خیلی دوست دارم
۶ ماه پیشرویا
4به شخصه رویا رو از همه شخصیت ها بیشتر دوست دارم. نگار به خاطر خرخون بودنش نمراتش بالاست و یه بار که درس نخوند شد نفر آخر . ولی رویا با اینکه خیلی کم درس میخونه و همیشه درحال تفریحه باز هم درسش خوبه
۷ ماه پیشرویا
2ای بابا باز نگار شروع کرد من شکسته ام من خسته ام اینا حق من نیست عزیزم کی میخوای بفهمی دنیا کلا همینجوریه. حالا گاهی اوقات میگه من آنقدر اتفاق برام افتاده که اینا چیز تازه ای نیست اما هنوزم همون نگاره
۷ ماه پیشHelia
0پوکیدن از خنده وای
۸ ماه پیشانیس
5خودم ترکم با خوندن فحش های ترکیش ترکیدم چون بنظرم فحش های ترکی فحش ترن اصن
۱۰ ماه پیشمهلا
10وایی فقط اونجایی که زندگی نگار رو توصیف کرد🤣🤣🤣🤣🤣
۱۲ ماه پیشعشقم آیوار
0قسمتای غمگین و کم می کردم عشقی رو زیاد
۱ سال پیشnazy
2وای وای وای خدااا خیلی عالیه اصلا عاشق شخصیت خدازده ی نگارم من لایک!!!!....
۱ سال پیشفریبا
0عالیه ب خدا عشق میکنم خوندنی. مرسی حمیده جون. بوس بهت
۱ سال پیشفن آیوار و نگار
1من اینقدر خندیدم بابام فکر میکنه گلی شیشه ای چیزی زدم.😂😂🤣
۱ سال پیششایان تریاکی
18اوکی صب امتحان نهایی تاریخخ با اون حجم دارم ولی نشستم دارم رمان رو میخونم بعدددد یک دقیقه که میرم درس بخونم فکرش ولم نمیکنههه😭 یا هرموقع به رضا و شوگرش فکر میکنم نمیتونم دست از خنده بردارم😂😂
۱ سال پیش.....
19من انقد الکی یهو میزنم زیر خنده خانواده فک میکنن گل زدم🤣🤣
۱ سال پیشهیما
7نه بابا گل چی هست اصن(در حال کشتن خودم واسه یه صحنه عاشقانه)
۱ سال پیشسادات
9منظورت چیه؟ من برای اینکه بقیه نفهمن دارم میخندم خنده هامو بی صدا میکنم اما بعضی وقتا یهو منفجر میشم شبیه صدای عطسه میشه دیروز مامانم اومد تو اتاقم گفت مریض شدی اینقدر عطسه می کنی؟ هیچی دیگه یه بار دیگه بخاطر حرف مامانم ترکیدم
۱ سال پیشهلیا
2عاشق اسمت شدم🤣🤣
۱ سال پیش.....
13وای این پارت خیلی خوبه هی میخونمش و باز میخندم 🤣 حرفهای تارا ، تخریب پرومکس نگار ، ویس پارمیس برای یاسین. وای خیلی خوب بودن🤣🤣
۱ سال پیشآنیا
16سم ترازهمه ویس پارمیس برای یاسین بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشمهسا
7آره به خصوص صدق الله العلی العظیم
۱ سال پیش...
6عالی بود ولی فقط باید نگار میگفت که کار ایواره تا بعدا دید دوستاش نسبت بهش عوض نشع ولی در کل مثل همیشه کل کاشتی حمیده 💌👌
۱ سال پیشمهسا
5خب میکشتنش اگر میگفت، هم آیوارو هم نگارو
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
0بگردم ماه *** تاریک آرمان 😂 ❤️ نگار عزیزم کاش واقعا گاله رو ببندی 😂