پارت ده :

یک قدم جلو آمد. حالا اردشیر می‌توانست سایه‌ای را که مژه‌های بلندش زیر چشم می‌انداخت، ببیند.

- انگار کنید که این دفترها نوله. بهتر از ریختن سکه‌ها روی پیشخان کتب‌فروشی اسلامیه‌ست* یا عاریه گرفتن ورق‌های کهنه‌ی کتاب‌های زمان احمد شاه.

ار ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!