دادگاه مردگان به قلم سهیلا عبدی
پارت پنجاه و پنجم :
هیچ خبری از خانوادهش نداشت و این عصبیش میکرد. و حتی نمیتوانست ذهنی با همسرش ارتباط برقرار کند. نیروی آن دیوار به قدری زیاد بود که هر وقت میخواست با کارمن ارتباط بگیرد انرژیش را میربود و باعث بیحالیاش میشد. یک بار وقتی کنار جایگاه پدرش نشسته بود و با التماس از او میخواست که هر چه زودتر بیدار شود مادرش اورانوس را دید که از دور توسط شخصی گروگان گرفته شده بود نمیتوانست صو
لطفا صبر کنید...
