پارت پنجاه و پنجم :

هیچ خبری از خانواده‌ش نداشت و این عصبی‌ش می‌کرد. و حتی نمی‌توانست ذهنی با همسرش ارتباط برقرار کند. نیروی آن دیوار به قدری زیاد بود که هر وقت می‌خواست با کارمن ارتباط بگیرد انرژی‌ش را می‌ربود و باعث بی‌حالی‌اش می‌شد. یک بار وقتی کنار جایگاه پدرش نشسته بود و با التماس از او می‌خواست که هر چه زودتر بیدار شود مادرش اورانوس را دید که از دور توسط شخصی گروگان گرفته شده بود نمی‌توانست صو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️