پارت نوزده :

بچه‌ها یکی یکی می‌آیند و دنیای کلاس با وجود دانش آموزانی که بسیار مشتاق هستند، رنگ و بوی تازه می‌گیرد. رضا با دقت و حوصله کار مربوط به هرکدام را برای من توضیح می‌دهد. تمام مواردی را که می‌گوید، در کاغذی یادداشت می‌کنم.

بچه‌ها از حضور من تعجب کرده‌اند و با کنجکاوی مرا نگاه می‌کنند. گاهگاهی هم در گوش هم پچ پچ می‌کنند که با صدای اعتراض رضا فوری ساکت می‌شوند. گاهی نگاه‌های خیر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    چوخ عالیی دی. خیلی خوشم اومد از رمانتون💖😍

    ۱۲ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نوش نگاهتون

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!