پارت چهارده :

از میان تمام حرف‌هایش، گزینه ازدواج بنظرم برای سن من زیادی دور است.

- برای من زوده که به ازدواج فکر کنم.

- خواهر من همسن توست، دوتا بچه داره.

در رویاهای من درس خواندن و مستقل شدن حرف اول را می‌زند. اگر امروز تلاش نکنم، فردا حتما ضرر خواهم کرد. نگاه بی روحم را به رضا می‌اندازم. از اینکه خواهرش دو بچه‌ دارد تعجب نمی‌کنم چون اینجا در روستا قوانین با شهر فرق دارد. رضا Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلوفر

    0

    جالب وزیبا هست

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️