ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت ده :
پس از اینکه رازان با فاصلهی اندکی از رامدخت وارد عمارت شد، لبانش را برهم زد تا به او که پشتسرش در را میبست، حرفی بزند؛ اما با خروج هومن از سالن و نگاهی به رامی که غرق عالم تاریک افکار خویش با گذر از کنارش قدم به سمت راهپله برداشت، مخاطبش را به هو ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

صورا
1اخهههه من یه نگا به عکس بانو میندازم یه نگا ب رفتارش:/ چرا باهم همخونی ندارهههه؟دلم میخواد محوش کنمممم