ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت هفده :
عمو راد هاون برنجی را به آکام داد و گفت:
- بنوش.
آکام هاون را با هردوست گرفت و سپس زمزمه کرد:
- وُشو لو نوهام.
هاون را به لب برد و محتوایش را که شیرهی گیاه هوم بود، لاجرعه نوشید و هاون خالی را روی میز مرمرین گذاشت. از جایش بلند شد. ردای سفیدی که به تن داشت را بیرون آورد و نقش ستارهی پنج پر بر شانهی چپش نمایان شد. ردا را از دستش گرفتم. آکام به عمو راد پشت کرد و او با یک خنجر نو
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

زهرا
0خیلی داره جذاب می شه، دقیقا مثل جلد قبلی دوست دارم پشت سر هم بخونمش