پارت بیست و یک :

با درماندگی به آتوسا نگاه کردم تا او هم چیزی بگویدحرف نزدنش اوضاع را بدتر میکرد.در نهایت زیرنگاه هر چهارنفرمان صدای ضعیفش به گوش رسید:
-آره… فکر کنم همون حدود بود.
سرباز نگاهی به من انداخت، انگار که دنبال دروغ می‌گشت. قلبم داشت از سینه‌ام بیرون می‌زد اما با لبخندی مصنوعی ادامه دادم:
_اتفاقی افتاده؟ یعنی… چرا فکر می‌کنید عسل ناپدید شده؟ شاید فقط… رفته یه جایی، بدون اینکه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری گلی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • Sky

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آذر

    1

    عسل بیچاره💔

    ۱۲ ماه پیش
  • ارمیتا

    0

    من شک دارم اصلا قاتل پیدا بشه

    ۱۲ ماه پیش
  • یاارز

    2

    وقتی تموم مدارکو از بین برده چجوری قراره قاتل پیدا بشه

    ۱۲ ماه پیش
  • ارمیا

    1

    عسل اصلانمئبیچاره نیست مشخصه یک گندی بالا اورده که کشتنش

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    0

    عه منم تو پارت قبل به دوربینای اپارتمانای دیگه شک کرده بودم. بیا اوضاع بدتر شد خب نباید اینقدر با عجله حرف میزدی لنای احمق، فقط میگفتی این فیلم چیه و واضح نیست.

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    1

    خیلی دومد خوب و هیجان انگیزی داره پراز چالش

    ۱ سال پیش
  • حافظعالیخلبهفهق۶

    0

    ااوففف

    ۱ سال پیش
  • حمیده

    0

    این لنا خرشانستر از این حرفاست

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    3

    آهان دلم خنک شد دختره نفهم چی میشه گیر کنه ودروغش کار وخرابتر کنه ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • لایف

    1

    چقدر نفهمه این لنا

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    3

    خوردی عزیزم حالاهستشوتف کن🙃 به جایه اینکه نذاری خون دوستت پایمال بشه خودت همه مدارکوازبین بردی خدابه دادتون برسه🤪

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!