پارت چهارده :

آتوسا خم شد و با دستانی لرزان آخرین جعبه را از زیر تخت بیرون کشید. اما درست پیش از آنکه آن را درون چمدان بگذارد، ناگهان حرکاتش متوقف شد. احساس کردم نگاهش، سنگین و هراسان، از من عبور کرده و به نقطه‌ای پشت سرم دوخته شده است. رنگ از چهره‌اش پرید، دهانش نیمه‌باز ماند، و انگار خون در رگ‌هایش یخ زده باشد.

دستم را مقابل چشمانش تکان دادم و هم‌زمان به عقب نگاهی انداختم:
ـ چیو این‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • انسیه

    0

    کنجکاو و البته هیجان

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آذر

    0

    نویسنده جان واقعا رمانت خیلی قشنگه اما اون قسمت معلوم نشد چی خبره اون وحشت آتوسا تو اتاق عسل که گفت اون عسل بود، عسل اینجا نیست همش مال این لعنتیاست؟

    ۱ سال پیش
  • مرصیه

    1

    توهم زد دیگه چون مواد توهم زا بودن فکر کرد عسل جلوی روشه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    سلام نازنینم از اینکه نظرتو باهام به اشتراک گذاشتی ممنونم واقعا برام ارزش داشت در مورد سوالتون هم لنا هم اتوسا بخاطر پودر دچار توهم شدند لنا جیغ زد ولی علت واقعی به اتوسا نگفت و اتوسا هم که عسل صدا زد

    ۱ سال پیش
  • فریده

    0

    بله دوست دارم

    ۱ سال پیش
  • لایف

    0

    این دو تا چقدر خرن

    ۱ سال پیش
  • سمانه

    0

    واقعا دیونن

    ۱ سال پیش
  • سارا

    3

    حماقت اگه شاخ و دم شد میشد این دوتا

    ۱ سال پیش
  • راز

    3

    این دوتا بدبخت عجب گیری کردن بدتر خودشونو انداختن تو دردسر

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    3

    چه مرگت بود به پلیس نگفتی اگه گیر بیفتید که مستقیم زندان مجرمید ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️