پارت یازده :

سرش را تکان داد و با تمام سرعت از آشپزخانه خارج شد. من اما در سکوت، با دستانی لرزان، مچ‌های بی‌جان عسل را با طناب در هم پیچیدم. انگار که هر گره، باری سنگین‌تر را بر قلبم می‌نشاند. یک گره, دو گره, سه گره, نفس‌هایم سنگین و کشدار شد. بعد از آن، نوبت پاهایش بود. آخرین گره را محکم کشیدم، انگار که می‌خواستم تمام این کابوس را در همان طناب‌ها اسیر کنم.
آتوسا با چمدان برگشت. دستگیره اش را با ع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    1

    عالی ولی بنظرم باس به پلیس میگف

    ۱۰ ماه پیش
  • ناشناس

    0

    رمان هیجان انگیزیه

    ۱۰ ماه پیش
  • آرزو

    0

    عالیه. مطمئنم امشب کلشا میخونم

    ۱۱ ماه پیش
  • انسیه

    0

    هنوز رو رفتاراشون

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • لیلا

    0

    برگردوندن جسد ودیدن چهره عسل واقعا دردناکه

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    1

    این لنا چه چیزایی که نمیدونه و این کاراش واقعا آدم و متحیر میکنه.

    ۱ سال پیش
  • آذر

    0

    چرا چمدون رو رنگ کرد؟ لباسای آتوسا رو تو چمدون خودش جا داد؟

    ۱ سال پیش
  • المیرا

    0

    به نظرم رنگ کرد بخاطر دوربینا شایدم بخاطر اینکه فکر کرد اگه یکی چمدونه ته سد پیدا کنه این تغییر رنگ چمدون گیج کننده میشه

    ۱ سال پیش
  • حمید

    0

    خیلی باهال شد

    ۱ سال پیش
  • سونیا

    1

    لنا واقعا شخصیت مزخرفی داره

    ۱ سال پیش
  • لایف

    1

    این رمان چه خوبه

    ۱ سال پیش
  • reyhane

    1

    هوف خیلی طول میکشه. ۱٠ پارت گذشته ولی هنوز همون صحنه هست

    ۱ سال پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    هر پارت یک کد از قاتل و کمی از شخصیت لنا و آتوسا را نشان میدهد قابل حذف شدن نیستند

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️