سرگیجهی مرگ به قلم فاطمه مهدیان
پارت ده :
آخرین تکه لباس که درون چمدان جا گرفت، آتوسا نیز کارش را تمام کرده بود. چمدان، حالا با لایهای از رنگ پلاستیکی پوشیده شده بود، بوی تند مواد شیمیایی فضای خانه را پر کرده بود.آتوسا نیمنگاهی به دستهای رنگیاش انداخت و با لحنی که هنوز در آن تردید موج م ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...
sky
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
واکنش لنا ب صورت عسل طبیعی بود و انگار واقعا از چیزی خبر نداشته... من به حسام مشکوکم