سرگیجهی مرگ به قلم فاطمه مهدیان
پارت نهم :
سکوتی سنگین و کشنده میانمان برقرار شد.در آغوشش کشیدم و زمزمه کردم:
_ منم میترسم، اما چارهای نداریم... باید این کارو انجام بدیم. تو بشین داخل سالن من از اتاق عسل چندتا وسیله برمیدارم یا نه.تو برو دنبال دستکش ،وایتکس ، اسید بگرد.اینجور ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
انسیه
0دوست دارم خواندن و ادامه