راز گل بهارنارنج به قلم ویدا چراغیان
پارت شصت و نهم :
میخوام سریع کارشو انجام بدم باید زودتر برم.
- نگار به من نگاه کن.
نگار داشت برای حفظ آرامش تمام تلاشش را میکرد:
- لطفا برو کنار هومن.
- تا بهم نگاه نکنی نمیذارم بری.
به ناچار نگاه دلگیر و حزنآلودش را به چهره ی شیفتهی هومن دوخت و مستاصل لب زد:
- چیه چی میگی؟
موج سنگین نگاهش دلش را از جا کند و توی سرش ولوله به پا کرد:
- از دستم دلخوری؟
- چی دوست داری بشن
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
1حالاهرکاری میکنه که کارخودشو ماست مالی کنه