به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت شصت و دوم :
ـ مبارکت باشه دخترم، انشالله به خوشی استفاده کنی.
ـ مرسی. راستی ننه برای تو هم سوغاتی آورده.
پاکت ننه را به دستش می دهم. ادیب برای ننه یک جعبه زیبا که با طرح های سنتی تزیین شده بود و یک جا سرمه ای، آورده بود.
ننه با سینی چایی به پذیرایی می رود و برای ادیب چایی می برد، من هم به اتاقم می روم تا شناسنامه ام را بردارم.
به علاوه ی شناسنامه ی خودم، شناسنامه ی بچه ها را هم به دست ادیب م
لطفا صبر کنید...

مهسا
0من فهمیدم😀 ادیب می میره این شرکت هم که برای ژرفیه همون شرکت ادیبه. آخی مرد خوبی بود حیف شد.