پادشاه جاده ها به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت چهل و یک :
پولاد نیز خندید، خوبی این پسر همین بود، اگر زود عصبی میشد اگر زود از کوره در میرفت، منتکشی بعدش را با جان و دل میخرید؛ نمیتوانست نسبت و کارها و حرفهای این دختر بیتفاوت باشد! دست خودش نبود اما کار شیدا را هر چند که به بهترین نحو انجام میداد را دیوانگی محض میدانست.
ساعت هنوز به یازده نرسیده بود که پولاد در حالی که به سمت ماشینش میرفت گفت:
- باید برگردم جلسه دارم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی | نویسنده رمان
منم امیدوارم
۲ سال پیشاکرم بانو
3شیداهم بااین وضعیت قلبش چطور این همه هیجانو تحمل میکنه
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
موندم والا
۲ سال پیشMaryam
1ممنون نویسنده جان بابت پارت قشنگتون عالی بود عشقشون که خیلی زیباست و شیدا دختر تو داخل این مسابقه ام برنده میشی من مطمئنم
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم
۲ سال پیشفاطمه ❤️
3خیلی عالی 💜🌟💜🌟 دخترم تو این مسابقه هم برنده میشه
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
به امید خدا
۲ سال پیشکُلثوم
2مرسی زهرا بانو ک روحرفت موندی من قبل هررمان خوندنی نویسنده رمان واسم مهمتره بعدخودرمان
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم ❤️❤️
۲ سال پیشآمنه
2ممنون عالی بود ولی باز هم گیر سه پیچ دادین که شخصیت پادشاه همون پولاد هست یا نه
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشهانیه
3رستوران مال پولاده دمش گرم بابا
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
نه بابا
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ثریا
1امیدوارم بلایی سرش نیاد