پارت چهل و پنجم :

ـ معلومه که من بهش میگم. باید چشم و گوش شوهرمو باز کنم.
ـ آخه زنیکه ی عوضی داری چرت و پرت میگی، دختر تو از گل پاک تره این تهمت ها چیه بهش می بندی؟؟
ـ ژرفی پاک بود تا اینکه با تو گشت پیرزن عفریته.
باورم نمی شود مادر اینگونه با ننه حرف بزند، پدر هم دخالتی نمی کند، انگار با حرف های مادر موافق است.
ـ چند روز بهت محلت می دیم یا برمی گردی پیش شوهرت یا بچه هاتو می بری میندازی گردنش، خوØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    2

    ژرفی بسه دیگه چقدر لال بازی در میاری

    ۱۰ ماه پیش
  • Sety

    5

    ژرفی تورو جان ننت جواب اینا رو بده دیگه

    ۱ سال پیش
  • م

    5

    چرا ژرفی لال شده هیچی بهشون نمیگه اینا چه حقی دارن بهش دستور بدن،حتی برای ازدواجم دیگه به اجازه اونا نیاز نداره،سوسن میخواد برش گردونه برای کلفتی،با فرهاد چه کاری داره حالا؟

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    3

    اخ آخ که مارال همین عروس بدردت می خوره متاسفانه عبرت هم نمی گیرد🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️