پادشاه جاده ها به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت سی و هفتم :
پولاد آهانی گفت و به هنگام برداشتن لیوان اندکی خودش را به سمت شیدا کشید، شیدا با ابروی بالا پریده به این کار او خیره شد، پولاد نیز مانند خودش ابرویی بالا انداخت و حق به جانب گفت:
- چیه؟
شیدا پرویی حوالهی پولاد کرد و دوباره از چایش نوشید پولاد نیز لیوان چای را برداشت اما قبل از آن که کمی از بنوشد گفت:
- مسابقهی بعدیت کیه؟
شیدا لیوان را روی میز گذاشت و گفت:
- شش روز دیگه!
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی | نویسنده رمان
☺️
۱۱ ماه پیشطنی
1حدس میزنم پادشاه پولاد باشه؟
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
جلوتر همه چی دستت میاد
۱ سال پیشAsra
1وای دارم از فضولی می میرم بدونم پادشاه کیه😂😂🫣😂
۱ سال پیشباران
3اره دیگه پولادپادشاه هست،، خودش هم به کوهیارزنگ زده گفته بزارشیدااول بشه،❤️
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
از دست این پولاد
۱ سال پیش...
3فقط خنده پولاد خودشم فهمید دیگه کار از کارگذشته😂
۲ سال پیشفاطمه ❤️
6یه دلم میگه پولاد پادشاه یه دلم میگه پادشاه نیست خود درگیری پیدا کردم 😂😁لااقل یه راهنمایی کوچولو 🙃🌟💜🌟💜
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
راهنمایی از من؟ دو سه پارت دیگه همه چی مشخص میشه
۲ سال پیشMaryam
1ممنون نویسنده جان بابت پارت قشنگ و طولانیتون عالی بود پولاد چقد عاشقه برای هردوشون خوشحالم اره در مورد خودتون حرف بزنید ما میخوایم حرفای قشنگ تری از پولاد بشنویم😁 به نظرم پولاد همون پادشاست اگه نیست چرا یهو حرفشو زد؟
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دیگه نمیدونم من تو کار اسپویل نیستم
۲ سال پیشثریا
1یعنی پولاد پادشاهه🤨
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آتنا
1اوخودااااا🥹