پارت سی و ششم :

باد در موهایش می‌پیچید و او را به جلو می‌کشید، گویی طبیعت نیز در این مسابقه شریک شده بود. زمین زیر پایش می‌گذشت و او با سرعتی سرسام‌آور، به سمت آینده‌ای نامعلوم پیش می‌رفت؛ آینده‌ای که پر از هیجان، عشق و ماجراجویی‌های بی‌پایان بود.
شیدا خرسند، دنده را عوض و سرعت ماشینش را بیشتر کرد، کوهیار حال کاملا پشت سرش قرار گرفته بود، آبتین دوباره سخن گفت:
- خوبه شیدا، پونصد متر دیگه پی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • دینا

    0

    معرفی میکنم دوست دختر جدید کوهیار...پولاد

    ۶ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    😂

    ۶ ماه پیش
  • آذر

    0

    عه کوهیار یه سال از شیدا کوچیکتره😂

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    یپ

    ۱ سال پیش
  • آذر

    0

    من واقعا نمی فهمم اینایی که میگن چند متر و اینا فاصله ست چطوری اندازه میگیرن؟😂 من حتی نمیفهمم یک متره چقدر میشه😂

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دیگه وقتی سر و کارت با اندازه باشه ناخواسته بدون متر کردن میفهمی

    ۱ سال پیش
  • Asra

    2

    می گم اینکه پادشاه هیچ واکنشی نشون نداده( مربوط به همون نامه ای که شیدا از طرف آرشا گذاشت) یکمی عجیب نیست براتون؟🤨🤔

    ۱ سال پیش
  • آذر

    7

    فکر کنم کوهیار داشت با پولاد حرف میزد

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    احسنت

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    3

    اوه حدس میزنم پولاد از کوهیار خواست ببازه ک شیداانقد راحت برد

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    اینم حرفیه

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    چرا اینجوریم که پادشاه به کوهیار گفته باید برنده نشی؟؟؟ 🤣🙄

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    نمی‌دونم والا

    ۲ سال پیش
  • Maryam

    1

    ممنون نویسنده جان بابت پارت قشنگتون عالی بود میدونستم میبری دختر بردتو تبریک میگم خیلی خوشحالم برات به نظرم آبتین هم عاشق شد رفت ممنون دوست دختر کوهیار😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم، به امید پیروزی بیشتر

    ۲ سال پیش
  • دینا

    0

    واییی دوست دختر کوهیاررر🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    همیشه پای یک زن در میان است😉

    ۲ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    باعث و بانی خراب کاریا همیشه زنان

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️