فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت بیست و یک :
قسمت هجدهم
کمی از شیشه ماشین را پایین کشیدم . تا هوا عوض شود.
اینقدر دل تنگ اش بودم که نیاز به آغوشش داشتم ، آمدیم و صندلی عقب نشستیم .
سرم را روی شانه اش گذاشتم .
دستم را توی دست گرمش فشرد .
_ چی میشه زود به زود ببینمت ؟
بوسه ایی روی سرم گذاشت .
_ به زودی دیگه مال خودم میشی همیشه پیش همیم .
_ میترسم فرجام ، خیلی میترسم ...
لطفا صبر کنید...

sajede
0کل رمان چند پارته؟